على محمدى خراسانى

76

شرح رسائل (فارسى)

و لو به طرق غير متعارف از قبيل وحى و الهام و . . . ولى چنين نكرده بلكه يا اصلا بيان نكرده و يا به طرق متعارفه از بيان قناعت نموده و آن هم در اثر ظلم ظالمين به ما نرسيده پس حجّت بر ما تمام نشده پس وجهى و مجوزى براى عقاب وجود ندارد . 3 - اوامرى كه داراى دو جنبه هستند يعنى هم جنبهء مولويّت دارند و از اين جهت اطاعت و عصيان و ثواب و عقاب بر آنها مترتب است و هم جنبهء ارشاديّت دارند يعنى ما را ارشاد مىكنند به يك مطلب ديگر كه انجام مأمور به به نوبهء خود وسيله‌اى است براى نيل به آن مطلب فى المثل در لسان ادلّه آمده كه بدن و جامه‌ات را براى نماز تطهير كن كه مأمور به در ظاهر شستن ثوب و بدن است ولى در حقيقت عنوان طهور مأمور به است چون لا صلاة الّا بطهور . در چنين موردى اگر شك بكنيم در قيدى و يا خصوصيتى كه مثلا دو بار شستن لازم است يا يك‌بار كافى است ؟ با آب قليل يا كثير ؟ بين دو غسلة فشار لازم است يا نه ؟ و . . . لازمه‌اش اينست كه ما شك كنيم كه آيا بدون اين جزء و خصوصيت آيا عنوان طهور حاصل مىشوى يا نه ؟ و سيأتى إن شاء الله تعالى كه هركجا شك در محصّل عنوان پيدا كنيم بايد احتياط كنيم ولى اين جنبه مورد بحث ما نيست . يا مثلا مولائى به عبدش مىگويد : فلان معجون را بساز كه ظاهرا و باطنا امر به تركيب معجون كرده و لكن هدف اصلى رسيدن به خاصيت اين معجون و معالجهء مرض خويش است . در چنين موردى اگر عبد شك كند كه در تأثير اين معجون آيا فلان مادّه هم نقش دارد يا خير بدنبال آن شك مىكند كه آيا بدون آن غرض